کد خبر : 46078

بعضی از خودروها هم به خاطر اینکه همیشه در یادها بمانند معمولا در گالری ها یا مجموعه ها نگه داری می شوند البته بعضی از آن ها که خیلی خاص هستند نیز به موزه ها می روند. البته قرار نیست در این لیست درباره افسانه ها صحبت کنیم بلکه می خواهیم ببینیم چه خودروهایی در آینده می توانند تبدیل به خودرو های کلاسیک و ماندگار شوند.

به گزارش خودروتک به نقل از جی اس ام ، به قول معروف هر آمدنی رفتنی دارد. این مثال برای هر چیزی در این جهان بزرگ صادق است. بارز ترین نمونه اش ما انسان ها هستیم که روزی متولد می شویم و روز دیگر از دنیا می رویم.

این حقیقت درباره خودرو ها نیز صادق است. روزی دلبری می کنند و میلیون ها نفر را شیفته خود می کنند و روز دیگر خیلی راحت می روند و انگار نه انگار که وجود خارجی داشتند.

البته همانطور که تندیس انسان های مهم و تاثیر گذار را می سازند و در میدان ها و یا میادین عمومی نصب می کنند.

عمر بعضی از خودروهای مدرن امروزی نیز تا چندی دیگر به سر می رسد و دیگر باید از آنها به عنوان یک خودروی لوکس یاد کرد.

 

Toyota Supra

یکی از آن خودروهایی که در آینده به احتمال زیاد جزو خودرو های کلاسیک خواهد بود همین خودرو سوپرا است. این خودرو دوست داشتنی یکی از شاهکار های تویوتا است. اجازه دهید ابتدا از طراحی خارجی این خودرو صحبت کنیم. همان طور که می دانید سوپرا از یک فرم بسیار کوچک و مینیمالی استفاده می کند. در بین سال های 1970 تا 1980 تقریبا این طراحی برای ساخت خودرو های اسپرت سریع یک نیاز اساسی محسوب می شد. شاسی اصلی خودرو هم چنان بدون تغییر جدی باقی مانده اما در بخش جلو و عقب تضاد های جالبی شکل می گیرد. در بخش عقب با طراحی بسیار خوبی طرف هستیم که بیشتر ما را به یاد اسپرت ها ایتالیایی می اندازد.

عقب خودرو  عرض کمی دارد و چراغ ها طراحی بسیار شبیهی به خودرو لکسوس LC500 دارد. اما متاسفانه در قسمت سقف صندوق انحنای نا متعارفی را می بینیم که به هیچ وجه نمی توانیم دلیل وجود آن را پیدا کنیم. در قسمت جلویی با کاپوت تقریبا کشیده ای طرف هستیم. اما این کشیدگی آن قدر زیاد نیست که توی ذوق خریدارش بزند. البته با این که اکثر افراد از طراحی چراغ های جلویی خودرو دل خوشی ندارند اما با این حال هنوز هم این خودرو یک خودرو دوست داشتنی محسوب می شود که می تواند اغوا کننده باشد. البته که با به کار گیری رینگ های 18 اینچی آلیاژی طراحی خارجی زیبایی خاص تری پیدا کرده است. در کنار خودرو یک طراحی بسیار خوب را می بینیم . خطوط  روی بدنه به زیبایی هر چه تمام ایجاد شده اند . انحنا های موجود نیز به هیچ وجه از زیبایی این قسمت کم نمی کند. اما یکی از قسمت های این خودرو که به ماندگاری آن در خاطره ها کمک فراوانی می کند بخش پیشرانه این خودرو است. تویوتا برای این خودرو از دو نمونه موتور استفاده می کند که هر دو راندمان بالا و مناسبی دارند. یکی از موتور های این خودرو یک نمونه 4 سیلندر 2 لیتری است که می تواند به کمک سیستم توربوی خود 255 اسب بخار توان تولید نماید و موتور دیگری یک موتور 6 سیلندر3 لیتری توربو است که می تواند 400 اسب بخار توان تولید نماید. البته این موتور های معرکه ساخت خود تویوتا نیستند بلکه شرکت BMW آن ها را ساخته است.

این پیشرانه ها جزو معرکه ترین پیشرانه ها در جهان محسوب می شوند که علاوه بر مصرف پایین و تولید کمتر آلایندگی می توانند قدرت بالایی را در اختیار خودرو قرار دهند. اگر می خواهید بدانید که این خودرو خودرو سریعی هست یا نه باید با قاطعیت به شما بگویم که بله. سوپرای مجهز به موتور 6 سیلندر می تواند 0 تا 100 را در تنها 3.9 ثانیه طی نماید که یک زمان معرکه برای این خودرو محسوب می شود. اما عملکرد سوپرای مجهز به موتور 4 سیلندر نیز بسیار خوب و حتی فراتر از حد تصور نیز هست چرا که می تواند 0 تا 100 را در تنها 5 ثانیه طی نماید که انصافا برای یک موتور 4 سیلندر عملکرد بسیار مناسبی محسوب می شود. البته با توجه به چنین موتور های قدرتمندی نیاز به گیربکس های حرفه ای در این خودرو احساس می شود از این رو تویوتا برای تمام نمونه ها گیربکس های 8 سرعته اوتومات را در نظر گرفته است. سیستم انتقال قدرت در این خودرو نیز به صورت RWD در نظر گرفته شده است . وزن سوپرای 6 سیلندر در حدود 1440 کیلو گرم است این در حالی است که سوپرای 4 سیلندر 90 کیلوگرم از برادر خودش سبک تر است. در مورد کیفیت رانندگی این خودرو هم می توان به راحتی گفت که واقعا آنچه که از یک اسپرت دوست داشتنی انتظار دارید در اختیار شما قرار می دهد. فرمان نرم و بسیار راحت است از طرفی به دلیل سیستم RWD حس اطمینان بالاتری وجود دارد البته که هنوز هم نمی تواند مانند یک خودرو AWD در جابه جایی های سریع چابک باشد اما با این حال می توان لذت زیادی از رانندگی با این خودرو به دست آورد. در بخش طراحی داخلی به وضوح می توان از دخالت BMW در این بخش نیز آگاه شد. همه چیز در داخل این خودرو شما را به یاد خودرو های BMW می اندازد.

از طراحی کنسول گرفته تا فرمان همه چیز بسیار شبیه به خودرو های BMW است. البته در مورد این قسمت رضایت بسیار زیادی داریم چرا که با کابین لوکس و زیبایی طرف هستیم والبته این بار نیز مانیتور 8.8 اینچی لمسی وسط کنسول قرار گرفته که به  خوبی می تواند بخش سرگرمی را جذاب کند. در مدل 4 سیلندر 4 صندلی وجود دارد اما در مدل 6 سیلندر تنها 2 صندلی وجود دارد. شک نکنید که سوپرا یک خودرو بی نظیر و بسیار دوست داشتنی است. البته خودروی ارزانی هم محسوب نمی شود و بازه قیمیتی 40 تا 55 هزار دلاری اش به خوبی به جایگاه این خودرو در بازار اشاره می کند. شک نکنید که می توان در آینده از سوپرا به عنوان نماد افتخار تویوتا یاد کرد.

Mazda MX-5

فکر کنم تا به حال بسیار درباره این خودرو فوق العاده مزدا صحبت کرده ام. این خودرو بی نظیر یکی از شگفتی های دنیای خودروسازی  محسوب می شود که در اوج ظراف و سادگی ساخته شده است. البته که بازه قیمتی این خودرو به جایگاه آن در قسمت پایین رده ها اشاره دارد اما واقعیت این است که این خودرو نه تنها پایین رده نیست بلکه از بسیاری از بالارده های خوش چهره نیز یک سر و گردن بالاتر است. در قسمت طراحی خارجی  این خودرو همه چیز ساده و دلنشین است.

چه در قسمت جلو و چه در قسمت عقب طراحی  بسیار ساده و نه چندان گران است. چراغ های جلو با این که نسبت به گذشته خشن تر شده اند اما هنوز هم ریز و کوچک تلقی می شوند در قسمت عقب چراغ ها بسیار زشت طراحی شده اند و اصلا آن رخ چراغ های جلو را ندارد. از لحاظ  طول و ارتفاع با خودرو کاملا متعادلی طرف هستیم و به هیچ عنوان نه خودرو کوچکی است و نه خودرو بزرگی محسوب می شود. در مورد توان با قاطعیت می گوییم که به هیچ عنوان این خودرو به درد عاشقان سرعت نمی خورد. موتور این خودرو یک نمونه 2 لیتری 4 سیلندر است  که به صورت تنفس طبیعی کار می کند و در نهایت تلاش می تواند تنها می تواند 181 اسب بخار توان تولید نماید. این خودرو به هیچ عنوان سریع نیست و 0 تا 100 آن بیش از 8 ثانیه به طول می انجامد.

حداکثر سرعت این خودرو به 210 کیلومتر بر ساعت می رسد. البته مزدا برای این خودرو دو نوع گیربکس در نظر گرفته است.  هر دو 6 سرعته هستند منتها یکی از آن ها دستی است و دیگری اوتومات است. البته این خودرو در تمام تریم های خودش از سیستم انتقال قدرت RWD استفاده می کند. در بخش کیفیت رانندگی این خودرو توانمندی های بالایی از خود نشان نمی دهد اما این به آن معنی نیست که نتواند در مسیرهای شهری عالی نباشد. این خودرو با محوریت مسیرهای شهری ساخته شده است برای همین هم در شهر بهترین بازده را از این خودرو می بینیم. در قسمت داخلی این خودرو بسیار ساده است و طراحی  قابل قبولی دارد که البته با این  بازه قیمتی انتظار بیشتری از آن نداریم.

در نهایت می توانیم این خودرو را یکی از بهترین خودرو های موجود در بازه قیمتی 26 تا 32 هزار دلار محسوب می شود که به خوبی پتانسیل تبدیل شدن به یک خودرو کلاسیک را دارد.

Nissan GT-R

این یکی واقعا می تواند جزو باشگاه کلاسیک ها در آینده قرار بگیرد که اتفاقا فوق العاده گران قیمت هم خواهد بود. نیسان GT-R افسانه های زیادی را پشت سر خود دارد. از این خودرو همواره به عنوان قدرتمند ترین نماینده اسیا در برابر رقبای اروپایی و آمریکایی نام برده اند. در سال 1969 نیسان با تولید اولین GT-R رسما قدم  در راه ساخت این خودرو فوق العاده گذاشت و تا به امروز هم این کار را ادامه داده و خودروهای متفاوتی را از این سری راهی بازار کرده. اما نیسان GT-R اسکای لاین که پیش از GT-R فعلی ساخته شده بود تنها خودرویی از این سری بود که تبدیل به یک کلاسیک واقعی شد اما خودروی  فعلی  نیز این شانس را  دارد که بتواند تبدیل به یک خودرو کلاسیک شود. طراحی خارجی خودرو به قدری  مهیج است که هر بیننده ای را مجذوب خودش می کند. ظاهر خشن و کوبنده GT-R از همان اول می خواهد بگوید که من صرفا یک خودرو معمولی و ساده نیستم. البته طراحی این خودرو از زمان معرفی GT-R فعلی از سال 2007 تا به حال تغییر چندانی نداشته و صرفا هر سال این طراحی خشن تر و جذاب تر شده است.

در بخش جلوی  خودرو هیچ چیز تغییر نکرده و هنوز چراغ ها به صورت کشیده تا روی کاپوت امتداد دارند. در قسمت عقب نیز هنوز شاهد استفاده از همان چراغ های گرد و مخصوص به خود GT-R هستیم. البته هنوز که هنوزه می توانیم باله این خودرو را روی صندوق عقب این خودرو ببینیم. البته یکی از جذابیت های این خودرو نیز به رینگ های بزرگ 20 اینچی آن  باز می گردد که جذابیت این مدل را دو چندان کرده است. اما نوبتی هم که باشد نوبت ی بهترین قسمت این خودرو یعنی موتور آن است  که  بدون شک یکی از شاهکار های مهندسی در صنعت خودرو سازی محسوب می شود. اگر تا به حال به  بازار تلفن های هوشمند دقت کرده باشید بعضی از اسمارت فون ها وجود دارند  که به آن ها لقب قاتلین پرچمدار داده اند در صنعت خودرو سازی هم چنین لقبی  وجود دارد و از قضا به این خودرو لقب قاتل سوپرکارها را  داده اند. با این که موتور این خودرو بر روی کاغذ اصلا به پای نمونه های معروف و قدرتمند نمی رسد اما در عمل و به خصوص در قسمت شتاب گیری هیچ کدام از آن خودروها  به گرد پای این خودرو هم نمی رسند. قیمت این خودرو بین 113 تا 145 هزار دلار است. در این بازه قیمتی اکثر خودروها از موتور های حجیم 8 سیلندر یا 12 سیلندر استقاده می کنند اما این خودرو صرفا از یک موتور 6 سیلندر آن هم با حجم 3.8 لیتر استفاده می کند. این موتور را  دو عدد توربو نیز همراهی می کند. با تمام این تفاسیر انتظار داریم این خودرو حداکثر توان تولید 400 اسب بخار را داشته باشد. اما به واسطه  پیچیدگی این موتور و البته تکنولوژی ساخت بالای آن می تواند 565 اسب بخار توان تولید کند. اما باید مقایسه ای انجام دهیم تا متوجه شوید که این موتور تا چه حد  معرکه است. برای مثال خودرو پورشه  911 توربو که بیش از 200 هزار دلار قیمت دارد با موتور حجیم و توربو 8 سیلندر خود 640 اسب بخار توان تولید می کند و می تواند 0 تا 100 را در 2.6  ثانیه بپیماید اما این خودرو به لطف طراحی آیرودینامیک تر و البته موتور فوق العاده کارآمد  به راحتی می تواند  0 تا 100 را در همین زمان طی نماید. البته از ویژگی های  فنی این خودرو می توان به گیربکس حرفه ای 6 سرعته ان  نیز اشاره  نمود که مخصوص مسابقه  دادن طراحی شده و ضریب عملکرد بسیار بالایی از خود نشان می دهد. همان طور که از یک خودرو مناسب دریفت انتظار داریم سیستم AWD در این خودرو وجود دارد. در مورد  کیفیت رانندگی  باید گفت که این خودرو مخصوص پیست ها  طراحی شده است و عملکردش در مسیر های خارج شهر بسیار حیرت انگیز است. به لطف سیستم تعلیق  و فنر های شرکت به نام Bilstein این خودرو به نرمی حرکت می کند و در سرعت های بالا به خودرو پر تنشی تبدیل نمی شود. البته رانندگی با این خودرو در شهر نیز کار سخت و طاقت  فرسایی محسوب نمی شود و به راحتی می توانید روی ان حساب باز کید.

بر خلاف ظاهر بیرون این خودرو که بسیار خشن است داخل خودرو بسیار ساده است و واقعا شما را به یاد خودرو های مسابقه می اندازد. از صندلی ای حرفه ای بگیر تا فرمان 8 حالته حرفه ای. همه چیز برای این طراحی شده  که  شما را به مسابقه  یا حضور در پیست تحریک کند. کابین GT-R  در عین سادگی زیبا است و می تواند نظر اکثر افراد را به خودش جلب نماید. شکی نیست که این خودرو محشر و دوست داشتنی در اینده به راحتی می تواند تبدیل به یک کلاسیک تمام عیار شود که هر مجموعه داری برای آن سر و دست خواهد شکست.

Chevrolet Corvette C8 Stingray

از زمان معرفی این خودرو تا به حال زمان زیادی نگذشته است. باید اعتراف کنیم  هر  وقت که حرف این خودرو می شود همه به تحسین شورلت  می پردازند. بالاخره  بعد از این همه سال شورلت  خودرویی ساخت که می تواند نظر همه را جلب کند. این خودرو یک اسپرت تمام عیار است که  البته  قیمت فوق العاده آن شما را حیرت زده می کند. طراحی خارجی این خودرو جذاب و فوق العاده پویا است. بر خلاف  کوروت های قبلی که ان چنان در این قسمت عملکرد خوبی نداشتند و آن  ظاهرهای خسته همه چیز را خراب  می کرد استینگری در این بخش کولاک می کند. با این که قیمت این خودرو نزدیک  به 63 هزار دلار است اما ظاهرش شما را به یاد سوپرکارهای گران قیمت می اندازد.

شورلت برای این خودرو از ترکیب چرخ های 19 اینچی برای جلو و 20 اینچی برای عقب استفاده کرده است. با توجه به قیمت این خودرو از آن انتظار اضافاتی مانند فیبر کربن را نداریم اما در کمال تعجب در این خودرو در قسمت هایی از فیبر کربن استفاده شده است. در قسمت جلوی خودرو خطوط زیادی روی کاپوت قرار گرفته که باعث زیبا تر شدن خودرو شده است. در بدنه خودرو شاهد استفاده از هواکش های بسیار بزرگ هستیم و در قسمت پشتی طراحی مهیجی را می بینیم که تا به حال در هیچ کدام از خودرو های قبلی شورلت آن را ندیده بودیم. اما دوست دارم بیش تر درباره توان این خودرو صحبت کنم. همان طور که  می دانید خودروهایی که موتور هایشان را به قسمت عقب منتقل می کنند تماما خودرو های بسیار گران قیمتی هستند و معمولا در دسته هایپرکارها و یا سوپرکارها قرار می گیرند. اما شورلت  تصمیم  گرفته برای اولین بار این کار را روی یک خودرو 60 هزار دلاری انجام دهد. موتور این خودرو یک نمونه بسیار حجیم و قدرتمند است که تمام فضای عقب این خودرو را اشغال کرده است. طبق عادت شورلت به استقاده از موتورهای بزرگ در این خودرو از یک موترو 8 سیلندر با حجم 6.2 لیتر استفاده شده است. البته شورلت در این جا بحث محدوده  قیمتی را در نظر گرفته و متاسفانه هیچ توربو یا سوپرشارژی را  در کنار این موتور قرار نداده.

البته با این که این موتور از کمک کننده های گفته شده محروم است اما با این حال توان اصلی موتور به شدت بالا است. این موتور قدرتمند می تواند به راحتی هر چه تمام 490 اسب بخار توان تولید کند که با توجه به وزن و اندازه استینگری شکی نیست که این خودرو را تبدیل به خودرو سریعی می کند. در واقعیت هم این اتفاق می افتد و این خودرو بی نطیر می تواند به سرعت  بیش از 300 کیلومتر برساعت دست پیدا کند و البته که 0 تا 100 را در تنها 2.9 ثانیه بپیماید. همانند اکثر خودروهای موتور عقب سیستم انتقال قدرت در این خودرو به صورت RWD در نظر گفته شده است. شورلت برای تکمیل عملکرد این خودرو در بخش فنی آن از یک گیربکس دو کلاچه 8 سرعته اوتومات میز استفاده کرده است که عملکرد خوبی را از خود به نمایش می گذارد. با توجه به این که موتور این خودرو در عقب آن قرار گرفته است کیفیت رانندگی با آن متفاوت تر از رانندگی با خودرو های معمولی است. این خودرو در سرعت های معمولی و به قول معروف شهری به نرمی حرکت کرده و هیچ خشکی و نا فرمانی در خودرو دیده نمی شود اما به محض اینکه سرعت خودرو بالا برود چون دیگر آن سنگینی در جلوی خودرو وجود ندارد کنترل آن  به سادگی خودرو های موتور جلو نخواهد بود اما در این بخش نیز استینگری به کمک کامپیوتر قدرتمند خود و هم چنین الگو های تعریف شده اش می تواند  دیفرانسیل های الکتریکی خود را به کار اندازد و خیال راننده را راحت  کند. البته چون موتور در قسمت عقب است و ترمز گیری در سرعت های بالا سخت تر می شود شورلت در قسمت جلوی خودرو از بهترین ترمز های جهان استفاده کرده است تا در هنگام لزوم  و یا حتی در سرعت های بالا هم مشکلی از این بابت برای خودرو ایجاد نشود. یکی از قسمت هایی که تقریبا همه به آن در نسل های گذشته کوروت ها انتقاد داشتند بحث طراحی داخلی این خودرو بود که با وجود قیمت بالایش به هیچ عنوان راضی کننده نبود. اما در استینگری این بار این قضیه فرق کرده است و استینگری به یکی از جذاب ترین کابین ها مجهز شده است و بر خلاف طراحی های قبلی به راحتی در همه جای کابین می توانید چرم ببینید که دور فرمان ، صندلی ها و حتی قسمتی از کنسول را پوشانده است.

قسمت سرگرمی این بار مهیج تر شده و بر خلاف خودرو های قبلی که از گوش دادن موسیقی در خودرو  نا امیدتان می کرد این  یکی، یکی از بهرتین تجربه ها را در اختیارتان قرار می دهد. در یک کلام همه چیز در داخل کابین این خودرو مانند خارج خودرو بی نظیر و دوست داشتنی است. البته کوروت در تمامی تریم هایش به صورت دو صندلی ساخته می شود که خب با توجه به اسپرت بودنش اتفاق عجیبی به نظر نمی آید. در نهایت باید استینگری را یک خودرو فوق تصور نامید. این همه امکانات و توانمندی در خودرویی که 60 هزار دلار قیمت دارد بسیار عجیب به نظر می رسد. به نظر می رسد بعد از سدان ها حالا نوبت اسپرت ها است که با قیمت های رقابتی و امکانات بالا کم کم بازار را در دست بگیرند. اگر این خودرو از یک کمپانی دیگر بود شک نداشتیم که قیمتی بیش از 100 هزار دلار داشت. باید به شورلت به خاطر ساخت چنین خودرو بی نظیری آفرین گفت. بدون شک این خودرو در آینده یکی از برترین کلاسیک های جهان خواهد شد.

Bentley Flying Spur

یکی از آن خودروهایی که به قطع یقین در آینده تبدیل یه یک کلاسیک افسانه ای  می شود همین خودرو است. این خودرو در اوج  لوکس گرایی قرار دارد و البته که در حال حاضر پرچمدار بی چون و چرای بنتلی محسوب می شود. البته به نظر می رسد که این خودرو زود تر از بقیه خودروهای این لیست تبدیل به یک خودرو کلاسیک شود. چرا  که بنتلی در نظر دارد تا سال 2023 تمام  خودروهای بنزینی خود را به خودرو های برقی تبدیل کند از این رو تمام خودرو های این برند این قابلیت را دارند که تبدیل به یک خودرو کلاسیک شوند. از لحاظ  طراحی  ظاهری این خودرو یک قدم از دیگر خودرو های این سری جلوتر است. البته  که جلوی این خودرو نسبت به دیگر خودرو های بنتلی بزرگتر است. توری جلوی خودرو به شدت خود نمایی می کند البته هنوز به اندازه جلو پنجره های خودروهای BMW روی  روح و روان آدم راه  نمی رود. بنتلی در چراغ های جلویی این خودر از LED های بسیار قدرتمند استفاده کرده است که خودش از آن به نام LED های ماتریسی یاد می کند. در روز روشن می توان به راحتی مجوعه LED های به کار رفته  را در چراغ های جلو را  مشاهده  نمود.

در قسمت عقب  نیز طراحی  بسیار دلپسند است و فوق العاده به نظر می رسد. بنتلی در این خودرو از رینگ های 21 اینچی فوق لوکس استفاده کرده است که به این خودرو زیبایی عجیبی داده است. در زمینه رنگ بنتلی برای این خودرو 17 نوع رنگ در نظر گرفته است که تمامی این رنگ ها سلطنتی هستند و فوق العاده شیک به نظر می رسند به خصوص رنگ مشکی این خودرو که جذابیتش را دو چندان می کند. نوبتی هم که باشد نوبت توان این خودرو است. این خودرو تا به اینجا قوی ترین خودرو ساخت بنتلی است که توانسته است با رقبای قدرتمندی چون BMW سری 7 رقابت کند. بنتلی برای خودرو خودش موتور قدرتمند W شکل 12 سیلندر استفاده کرده است. این موتور آن قدرها حجیم نیست و تنها 6 لیتر حجم برای آن در نظر گرفته شده است. البته در کنار این موتور دو عدد توربو هم قرار گرفته است. نکته جالب این جاست که موتور این خودرو به صورت گاز سوز کار می کند برای همین آلایندگی به  مراتب کم تری نسبت به موتور های بنزینی ایجاد می کند. این موتور قدرتمند می تواند در نهایت تلاشش 626 اسب بخار توان تولید نماید. این موتور توانمند می تواند این غول نزدیک دو تن را به راحتی  در 3.7  ثانیه از 0 به 100 برساند. حداکثر سرعت این خودرو بیش از 310 کیلومتر بر ساعت است که برای این خودرو با این هیبت بسیار خوب به نظر می رسد. خوشبختانه  بنتلی روی  خودرو خودش سیستم انتقال قدرت AWD را در نظر گرفته است که این به معنای حرکت نرم تر و راحت تر این خودرو و کم ترین مشکل و دردسر برای سر نشینان است. البته بنتلی مانند تمامی رقبای خود برای خودرو خود از یک گیربکس حرفه ای دو کلاچه استفاده می کند که 8 سرعته است. کیفیت رانندگی این خودرو بسیار بالا است. به لطف سیستم های الکترونیکی موجود در قسمت تعلیق این خودرو این خودرو می تواند  لغزش های به وجود آمده را کنترل نماید تا کمترین فشار را به کابین منتقل نماید. البته که در این خودرو حالت های مختلفی برای رانندگی وجود دارد. بهترین حالت رانندگی برای این خودرو حالت Comfort است که می توانید نهایت لذت رانندگی با این خودرو را ببرید. البته این خودرو برای مسیرهای بین شهری نیز کاملا آماده است  برای همین هم بنتلی برای این خودرو مخزن سوخت 80 لیتری در نظر گرفته است تا  خیال راننده را برای مسیر های طولانی راحت کند. اما فضای داخل این خودرو یکی از بهرتین فضاهای موجود در بین تمامی خودروهای گران قیمت است. شکی نیست که بنتلی و رولزرویس در زمینه فضای طراحی داخل کابین یک سر و گردن از بقیه رقبا بالاتر هستند. هر چه که در کابین این خودرو قرار دارد از بهرتین مواد و متریال موجود ساخته شده است. به کارگیری چرم با کیفیت بالا به همراه با کیفیت ترین چوب ممکن در کابین خودرو بسیار این کابین را چشم نواز کرده است.

تازه در بین کنسول یک صفحه نمایش 12.3 اینچی خودنمایی می کند که از لحاظ سر گرمی و سیستم های امکانات کاملا فراتر از انتظار هر کسی عمل می کند. یکی دیگر از ویژگی های موجود در این خودرو به سیستم صوتی بی نظیر این خودرو  بر می گردد که  باوجود 50 اسپیکر در جای جای کابین حس حضور در یک سالن مخصوص موسیقی را خواهید داشت. خوشبختانه این خودرو  یک سدان فول سایز است که دارای  جا برای 5 نفر است. البته آن چیزی که این خودرو را از دسترس اکثر افراد خارج می کند قیمت فوق العاده  بالای آن است. بازه قیمتی این خودرو بین 214 تا 259 هزار دلار است. شک نکنید که این خودرو یکی از بهترین کلاسیک های آینده است و صد البته  که  این خودرو  زود تر از همه به یک کلاسیک تمام عیار تبدیل می شود.

Ford Mustang Shelby GT500

مگر می شود حرف از کلاسیک بزنیم و نام ماستانگ را نبریم. تمام خودروهای قبل از این ماستانگ تبدیل به افسانه هایی شدند که  البته قیمت های بسیار گزافی هم پیدا کردند. البته که این خودرو بی نظیر قوی ترین ماستاتنگ تاریخ تا به این جا است. این خودرو محصول مستقیم خود شرکت شبلی است. این شرکت تخصصش ساخت ماستانگ است و تا به حال هیچ شرکتی نتوانسته است که نظیر ماستانگ های تولیدی شبلی را تا به حال تولید نماید. از ظاهر این خودرو شروع  کنیم. در یک کلام بی نظیر است. خشن و تهاجمی است. هر آن چه  که از یک غول و بی شاخ و دم نیاز دارید همه اش در این خودرو موجود است. جلو پنجره بزرگ و هوا کش های قوی در جلوی این خودرو با تمام توان هوا را وارد کاپوت می کنند. البته در بدنه این خودرو رگه هایی از فیبر کربن نیز وجود دارد. البته که میزان فیبر کربن به کار رفته  در این خودرو آن قدر زیاد نیست. استفاده از LED های پر قدرت در چراغ های این خودرو یکی دیگر از مزیت های این خودرو است. البته در خودرو  شبلی  با رینگ های 20 اینچی طرف هستیم که کیفیت مثال زدنی دارند. در زمینه رنگ شبلی برای این خودرو 11 رنگ در نظر گرفته است و البته  که می توان خطوط  مشکی  را به صورت سفارشی روی  آن سفارش داد. اما نوبتی هم که باشد نوبت توان این خودرو است. هر جا  که نام از شبلی وسط  بیاید باید خودتان را  آماده دیدن یک غول تمام عیار کنید. قبل از هر چیز باید بگوییم که این خودرو طبق  روال  همیشه از یک موتور 8 سیلندر استفاده می کند. شبلی در این خودرو از یک موتور 5.2 لیتری 8 سیلندر استفاده کرده است. البته شبلی در کنار این موتور از یک سوپرشارژ استفاد ه کرده است. این موتور معرکه در نهایت توان می تواند 760 اسب بخار توان تولید نماید. این موتور معرکه باعث می شود تا نهایت سرعت این خودرو به  بیش از 300 کیلومتر بر ساعت برسد. این خودرو می تواند 0 تا 100 را در تنها 3.3 ثانیه طی نماید. البته  که  شبلی  برای این خودرو یک گیربکس 7 سرعته  دو کلاچه استفاده کرده است و البته که  دو شیفتر هم برای آن  در نظر گرفته است. سیستم انتقال قدرت در این خودرو به صورت RWD در نظر گر فته شده است. درباره  کیفیت رانندگی  این خودرو باید همان اول  بگوییم که قرار نیست که این خودرو  خیلی آرام  باشد  بلکه  قرار است  مانند اسمش یک اسب سرکش و  نا آرام  باشد. این خودرو می تواند به شدت سرکش باشد البته که  شبلی  چندین حالت رانندگی برای این خودرو در نظر گرفته است که از جمله  آن می توان به حالت COMFORT اشاره کرد. البته اگر راننده حرفه ای باشید می توانید به راحتی هر چه  تمام از تمام 760 اسب بخار توان این خودرو استفاده نمایید. کابین داخلی این خودرو هر آنچه را که می خواهید در اختیار شما می گذارد. البته کابین این خودر حس کابین یک خودرو 100 هزار دلاری  را به  شما نمی دهد تعجبی هم ندارد چرا که این کابین می خواهد حس و حال یک کابین مسابقه ای را به شما منتقل کند نه یک خودرو لوکس و یا خانوادگی  را. با توجه  به اینکه این خودرو در دسته سدان های متسوط قرار می گیرد شبلی برای آن 4 صندلی در نظر گرفته است که ردیف عقب به هیچ عنوان  فضای دوست  داشتنی  صندلی های ردیف جلو را  ندارند و از این حیث می توان به شبلی خورده گرفت. هر چه  که هست این خودرو یک خودرو بی نظیر و دوست داشتنی محسوب می شود  چرا  که  یک ماستانگ است و شکی نیست که این خودرو در آینده می تواند تبدیل به یک کلایسک تمام عیار شود.

Porsche 911 Carrera S

فکر کنم تا به حال به اندازه موهای سرتان مدل های مختلف از 911 تولید شده اند و تقریبا اکثر آن ها هم  در موزه افتخارات پورشه جای گرفته اند. در حال حاضر پورشه 5 نوع 911 مختلف تولید می کند. یکی از این پورشه ها که  از دید ما قابلیت تبدیل به یک کلاسیک را دارد 911 Carrera است. این خودرو در بین 911 از همه خوش قیمت تر است و البته که طالب بیشتری هم نسبت به بقیه  دارد.

در زمینه طراحی  تقریبا می توان گفت هنوز با همان 911 ، 20 سال  پیش طرف هستیم. شاسی خودرو هیچ تفاوتی نسبت به قبل نداشته است  فقط  انحنای قسمت عقب خودرو کمی  بیشتر شده است  و البته که رینگ های 20 اینچی با طرح های پیچیده هندسی بیشتر به چشم می آیند. البته که هنوز هم یکی از بهترین طراحی ها را در خودرو های گران قیمت دارد و هر بیننده ای را شیفته خود  می کند. اما هنوز هم  خودرو جمع و جور و ساده ای  به نظر می رسد که  این ویژگی مثبتی محسوب می شود. پورشه برای این خودرو 15 رنگ مختلف در نظر گرفته است که برای خریداران این خودرو خبر خوبی محسوب می شود. البته باز هم  پورشه طمع  کار تصمیمی گرفته است  تنها رنگ های ساده این خودرو را به صورت رایگان در اختیار خریداران قرار دهد. بدین ترتیب اگر کسی بخواهد تا این خودرو را با رنگ ( آبی میامی) سفارش دهد که گران ترین رنگ این خودرو است باید در حدود 3200 دلار بیش تر هزینه کند. اما برویم سراغ موتور این خودرو. خوشبختانه تمامی 911  ها از توان های معقولی بهره می برند و البته  که خودرو های کم مصرفی هم محسوب می شوند. البته این جا جایی است  که  دلیل حضور حرف s در پایان نام این خودرو را متوجه می شوید. تفاوت این خودرو  با  نمونه اصلی در توان  موتور آن نهفته است. موتور این خودرو یک نمونه 3 لیتری 6 سیلندر است که از دو عدد  توربو استفاده  می کند و البته  که از گاز به عنوان سوخت  بهره می برد. توان  تولیدی  این موتور در این مدل به 443 اسب بخار می رسد این در حالی است که توان نمونه ی  پایه در حدود 380 اسب بخار است. البته که تفاوت 63 اسب بخاری در زمینه شتاب گیری به شدت به چشم می آید اما در رانندگی معمولی آن چنان تفاوتی را ایجاد  نمی کند. پورشه  برای این خودرو دو نوع سیستم انتقال قدرت را در نظر گرفته است که بسته به نظر مشتری  قابل تغییر است. پورشه  هم چنین برای این خودرو یک گیربکس 8 سرعته اوتومات  نیز در نظر گرفته است  تا بتواند خیال راننده را از هر جهت راحت کند. در زمینه کیفیت رانندگی این خودرو به شدت نرم است و فرمان به شدت در اختیار راننده است. البته برای فرمان ضریب تغییری تعریف شده  تا با هر تغییر کوچکی خودرو تغییر جهت  ندهد. اگر بخواهیم  انصاف را  رعایت  کنیم این خودرو  یکی از بهترین خودروها برای انواع  رانندگی است البته این خاصیت تمامی خودروهای  پورشه است که  در این خودرو به شدت آن  را می توان حس کرد. در زمینه طراحی داخلی  کابین  یکی از بهترین نمونه های موجود در بازه قیمتی بیش از 100 هزار دلار را مشاهده می کنید. استفاده از چرم قرمز رنگ با کیفیت به عنوان تریم پایه و البته رنگ مشکی کنسول این خودرو جذابیت عجیبی به این خودرو بخشیده است. البته که می توانید رنگ چرم ها را به طور دل به خواه تغییر دهید اما رنگ قرمز یکی از بهرتین انتخاب های موجود است. با توجه به سایز کامپکت این خودرو پورشه برای آن تنها 4 صندلی در نظر گرفته است که  باز هم ردیف عقب آن چندان  که  باید نمی تواند نظر سرنشینان را جلب کند. در مجموع  کیفیت داخل کابین این خودرو  فراتر از حد انتظار است  و می توان  آن  را تا حدی رویایی  توصیف کرد. این خودرو یکی از آن خودروهایی است  که  واقعا خیلی  باید انسان سخت گیری  باشید  که نتوانید آن  را  تحسین کنید. شکی نیست که  این خودرو  یکی از معرکه ترین خودروهای  پورشه است که  تا به حال تولید شده است  و یکی از بهترین  خودروهای کلاسیک پورشه  در آینده خواهد بود.

Porsche Taycan

شکی نیست که زمانی که تایکان معرفی شد  دنیای خودروسازی در بهت عجیبی فرو رفت. این خودرو به قدری با کیفیت است که بسیاری معتقد  هستند که با ورود آلمانی ها به ویژه  پورشه  به صنعت تمام  برقی ها شرکت هایی مانند تسلا  باید از جاده کنار بروند. واقعیت هم همین است . شاید افرادی مانند ایلان ماسک در این چند سال اخیر به راحتی به کسب و کار برقی ها مشغول بودند ولی باید بدانند که به زودی این روز های خوش به پایان می رسد. تایکان تعریف جدیدی از خودرو های برقی عرضه کرد که تا پیش از این هیچ خودرویی  نظیر آن نتوانسته بود این کار را  انجام دهد. در زمینه طراحی خارجی این خودرو هم چنان از همان زبان طراحی خودرو های بنزینی پورشه استفاده می کند.

همان انحنای معروف  تنها تفاوتی  که می توانید در طراحی این خودرو پیدا کنید به چراغ های جلوی این خودرو مربوط می شود مگر نه در قسمت های دیگر هیچ چیز خاصی تغییر نکرده. قبول دارم که خودرو تسلا کمی از این خودرو زیبا تر است. اما هنوزهم نمی توان گفت که از این طراحی دل زده شدیم با این که این خودرو به عنوان اولین خودرو برقی پورشه می توانست طراحی  بهتری را داشته باشد. خوشبختانه  پورشه برای خودرو خود در حدود 10 رنگ مختلف در نظر گرفته است  که اکثر آن ها رنگ های شاد و جذابی هستند که به دل می نشینند. اما آنچه  که  تایکان را از بقیه خودرو های پورشه جدا می کند بحث توان این خودرو است. در مورد توان این خودرو باید  بگوییم که  این خودرو از دو نوع باتری مختلف در تریم های متفاوتش استفاده می کند. تریم پایه این خودرو از یک باتری تقریبا 80 kwh استفاده می کند که می تواند برای این خودرو 429 اسب بخار توان  تولید نماید. اما تریم های گران تر از باتری های 93 KWH اسفاده می کنند. موتور الکتریکی این خودرو می تواند 523 اسب بخار توان تولید کند. البته بعد از معرفی این خودرو  پورشه مدل توربو را هم معرفی کرد که می توانست 750 اسب بخار توان تولید نماید. در مورد کیفیت توان این خودرو خب همه چیز خوب است اما هنوز بحث رنج مسافت که خودرو می تواند طی کند و البته بحث شارژ شدن باتری ها  هنوز جای پیشرفت های بسیاری برای این خودرو  وجود دارد. پورشه  برای این  خودرو  از یک گیربکس کاملا  پیشرفته استفاده  کرده است که ظاهرا  تنها از 2 سرعت  پشتیبانی می کند استفاده کرده است. ساز و کار این موتور بسیار پیشرفته است به همین خاطر ما هم به توضیح آن  نمی پردازیم چرا  که نیاز به  یک بررسی کامل و جامع دارد. خوشبختانه  تمام تریم های این خودرو به صورت AWD عرضه می شوند. در زمینه مسافتی  این خودرو می تواند با یک باتری کاملا  پر و  با سرعت ثابت حدود 402 کیلومتر را بپیماید و باتری حجیم تر می تواند 463 کیلومتر را طی نماید. متاسفانه در این زمینه هنوز هیچ شرکتی به پای خودرو تسلا نمی رسد. رقیب این خودرو یعنی تسلا مدل 3 می تواند به راحتی هر چه تمام در حدود 630 کیلومتر شما را همراهی کند که خب تفاوت فاحشی با  تایکان دارد. در زمینه  شارژ این خودرو ، پورشه اعلام کرده اگر این خودرو به شارژ  های مخصوص و از نوع DC وصل شود  به راحتی  حول و حوش 30 دقیقه می تواند تا 80 درصد باتری شارژ شود اما اگر باتری این خودرو در خانه شارژ شود متاسافانه این عدد به طرز فجیعی به نزدیک 35 ساعت افزایش می یابد که به هیچ عنوان خوب به نظر نمی رسد. بدون شک این قسمت یکی از آن قسمت هایی است  که  به شدت جای  پیشرفت در آن حس می شود. در داخل کابین قسمت های مربوط به صندلی ها و فضای کلی درواقع تغییر آن  چنانی را تجربه  نکرده اند.

اما قسمت کنسول و قسمت جلو فرمان به کلی متحول شده اند. پورشه مجموعا در قسمت کنسول و راننده از 3 پنل LCD استفاده کرده است. پنل جلوی راننده مربوط به بحث سرعت و غیره است و پنل بالای دریچه های تهویه وسط  کنسول مربوط به بخش سرگرمی است. اما پنل پایین دریچه های تهویه مربوط به شرایط  باتری ها و خود خودرو است که به لطف کامپیوتر پیشرفته خودرو می تواند در هر لحظه گزارش کاملی را از شرایط  خودرو به شما بدهد. تایکان راه زیادی برای طی کردن  دارد و بدون شک هنوز آن خودرویی که باید نیست اما به عنوان اولین تجربه پورشه خودرو  معرکه ای  محسوب می شود  بنابراین این شانس را دارد که در آینده تبدیل به یک خودرو کلاسیک دوست داشتنی شود.

Dodge Charger SRT Hellcat

آخرین خودرو این لیست یکی از معرکه ترین خودرو های این لیست محسوب می شود. گذشته ای پر افتخار در پشت این خودرو قرار دارد و البته که هنوز این خودرو جزو معرکه ها قرار دارد. چارجر دوست داشتنی آن قدر طرفدار دارد که نمی توان بی خیال آن شد. البته مدل هلکت آن معرکه ترین مدلش محسوب می شود که قیمت بالایی هم دارد. هنوز که هنوزه ظاهر چارجر های جدید به شدت آرام تر از خودروهای عضلانی دیگر هستند و هنوز می توان به آن ها اعتماد  کرد. ظاهر این خودرو آن قدر جذاب است که نتوانیم از آن دل بکنیم. هیچ چیز در ظاهر این خودرو تغییر نکرده است و هنوز هم مانند مدل های 2005 به بعد ساخته می شوند. البته  بعضی از ویژگی ها مانند رینگ های 20 اینچی آلیاژی در این خودرو جدید هستند و ابهت خاصی را به این خودرو بخشیده اند. در یک کلام طراحی خارجی این خودرو عالی است و به عنوان  یک عضلانی هرگز از این طراحی خسته  نخواهید شد. در زمینه رنگ هم دوج دست و دلبازانه عمل کرده و 10 رنگ را برای خودرو خود عرضه می کند که تمامی آن ها جذاب هستند و اکثر رنگ های عرضه شده هم  شاد و پویا هستند. آن چه  که بیش از هر چیز این خودرو را خاص جلوه  می دهد موتور قدرتمند و  ترسناک هلکت در آن است  که  به شدت این  خودرو را  قدرتمند جلوه می دهد. این خودرو دوست داشتنی به  واسطه  این موتور دوست داشتنی  می تواند نهایت سرعتش را به بیش از 300 کیلومتر بر ساعت برساند. این خودرو در زمینه شتاب گیری نیز یک مدعی  تمام عیار محسوب می شود و می تواند 0 تا 100 را در 3.6 ثانیه طی نماید. اما این موتور قدرتمند  یک موتور 8 سیلندر 6.2 لیتری است  که یک  سوپرشارژ را  در کنار خود جا داده است. توان نهایی این موتور بی نظیر به 707 اسب بخار می رسد. دوج همچنین برای این خودرو سیستم انتقال قدرت RWD را  در نظر گرفته  که با  توجه  به  قیمت خودرو  می توان  به راحتی با آن کنار آمد. البته دوج  برای خودرو خود یک گیربکس 8 سرعته دو کلاچه را نیز در نظر گرفته است که دو شیفتر هم دارد. متاسفانه  یکی از موارد منفی این خودرو به بحث آلایندگی آن بر می گردد. هنوز که هنوزه  موتور هلکت به  روز نشده و این باعث شده  تا این موتور هم چنان یکی از پر مصرف ترینها و البته آلاینده ترین موتورها در بین رقبا باشد. کابین این خودرو در اوج سادگی قرار دارد. البته درباره کیفیت متریال  به  کار رفته هم  نمی توان خیلی رازی  بود. به نظر می رسد که  دوج در این قسمت  کم  کاری کرده است. اگر دوج کمی در این بخش دست و دلبازانه کار می کرد می توانست افراد بیشتری را برای خرید این خودرو مجاب کند. در نهایت می توان از این خودرو راضی بود و البته که می توان با قاطعیت عنوان کرد که این خودرو در آینده می تواند به یک کلاسیک تمام عیار تبدیل شود.

ارسال نظر

دیگر رسانه ها