کد خبر : 57985

دنیا مدتی پست جدیدی را به اشتراک گذاشت.

تو خیلی از عکسهایی که حواسم نیست غمگینم.نمیدونم از کجا و چرا.این عکس مال دو سال پیش هرچی فکر میکنم یادم نیست از چی حالم تو این عکس این شده!دوسال پیش اگر میدونستم این روزها در راهه خیلی بیشتر زندگی می کردم.امروز که وارد اینجا شدم اولین پست عکس آقای علی انصاریان بود.

دوستم یک خاطره ی طولانی نوشته بود ازشون دلم طاقت نیاورد تا تهشو بخونم رفتم تو صفحه ی بی بی سی ببینم چی شده.تمام مدت که این اینترنت لعنتی جون میکند صفحه رو باز کنه تو دلم داشتم میگفتم نه...نه دیگه بسه!صفحه باز شد خبری که فکر می کردم نبود.نفس راحت کشیدم، اما... اما یهو حس کردم اون خبر میتونه خبر من باشه!بی تعارف،بی شوخی. واقعا خبر مرگ من و آقای میناوند و خیلی های دیگه فقط میشه یک پُست مجازی! یک غم عمومی تو چهاردیواری.

زیر یک آسمون خاکستری،کثیف غم بارخودمون،خودمون رو یک گوشه بغل میکنیم و برای از دست دادن های مداوم به خودمون دلداری میدیم.هیچ کس هم حواسش بهمون نیس که چه قدر غمگینیم.غمگین زندگی میکنیم،غمگین زادوولد میکنیم و خیلی زودتر از آنچه باید میریم.یادمه قدیم کسانی که میدونستن رفتنین به عزیزاشون میگفتن من رفتم سیاه نپوشین من راضی نیستم.حالا دیگه کمد همه مون ردیف شده سیاهی.ما دائم العزاییم.


ارسال نظر

بیشتر
دیگر رسانه ها