کد خبر : 45085

عباس انصاری فرد گفت: با وجود اینکه من مدیر عامل بودم، کسانی دیگر آن ها را دریافت کردند و به سفرهای دوبی و … رفتند. در واقع اجازه ندادند پول به سمت باشگاه بیاید. به همین دلیل بدهی ها گردن من افتاد.

به گزارش پارس فوتبال ، در فصل ۸۰-۷۹، عباس انصاری فرد برای پرسپولیس به زندان رفت. شاید اکنون جالب است نسلی که آن زمان نبوده اند، بدانند که چه اتفاقی در آن برهه رخ داد.

در آن زمان شرایط مختلفی داشتیم. پول قرض کردم تا هزینه باشگاه را بدهم. در آن زمان درگیر مسابقات آسیایی بودیم و باید تیم را روانه کره جنوبی می کردم. ما در آن زمان مهدی مهدوی کیا را فروختیم و ۸۰۰ میلیون نیز سهم باشگاه بود. شاید کل هزینه مان ۲۰۰ میلیون نمی شد ولی با وجود اینکه من مدیر عامل بودم، کسانی دیگر آن ها را دریافت کردند و به سفرهای دوبی و … رفتند. در واقع اجازه ندادند پول به سمت باشگاه بیاید. به همین دلیل بدهی ها گردن من افتاد. واقعا دوران سختی را سپری کردم. حتی یک خانه پدری نیز داشتیم که آن را فروختم و برای بدهی باشگاه صرف کردم.

یعنی چک های شخصی خودتان را به طلبکاران دادید؟

بله این کار را کردم و مجبور بودم آن ها را پاس کنم. زندان رفتن های موقت نیز داشتم ولی با هزار بدبختی و کمک دوستان، فامیل و … مسائل را حل کردیم. من از نظر مالی آن قدر قوی نبودم که بخواهم مشکلات را حل کنم ولی به هر حال مسائل حل شدند.

یک اتفاقی در باشگاه پرسپولیس رخ داد که احمدرضا عابدزاده مربی شد و علی پروین بازیکنانی که با عابدزاده تمرین کردند را اخراج کرد. در نهایت مالکیت باشگاه به تربیت بدنی رسید و علی پروین مربیگری پرسپولیس را عهده دار شد. در خصوص این مسئله توضیح می دهید؟

در آن زمان در خصوص مالکیت باشگاه دعوا بود. من در آن زمان شهادت دادم که این تیم مال تربیت بدنی است چون سهامش کلا به نام من بود. ما در آن زمان سهام را به معادن و فلزات و … واگذار کردیم. سپس برخی مانند سازمان تبلیغات و آقای محمدعلی زم آمدند که مالکیت را بر عهده بگیرند و اهداف دیگری داشتند که من پای تیم ایستادم و از دادگاه حکم گرفتیم که این متعلق به مال تربیت بدنی بوده و به شخص تعلق ندارد. در آن زمان مشکلات زیادی پیش آمد ولی پای آن ها ایستادم. در همان دوره آخرم نیز با برخی تشکیلات صحبت کردیم که باشگاه های پرسپولیس و استقلال نیمه خصوصی یعنی خصوصی-دولتی شوند. مثلا ۵۰ درصد پرسپولیس به سازمان تامین اجتماعی تعلق گیرد و ۵۰ درصد نیز به مردم واگذار شود. این مسئله باعث می شد سیستم اقتصادی سازمان ها به واسطه هواداران استقلال و پرسپولیس راه بیفتد و سهامی نیز به مردم و پیشکسوتان واگذار شود. همه این ها طرح بندی و نوشته شدند که به یک باره وزارت ورزش اعلام کرد مثلا با ایرانسل و همراه اول قرارداد بسته و دیگر نیازی به واگذاری باشگاه نمی بیند.

به سومین مقطع حضورتان در پرسپولیس بپردازیم. شما در ابتدا وینگادا را به تیم آوردید و سپس به سراغ زلاتکو کرانچار رفتید. صحبت هایی نیز مطرح بود که قرار بود امه ژاکه را بیاورید. چقدر این صحبت ها واقعیت داشتند؟

البته وینگادا را من نیاوردم. در آن زمان که من به باشگاه آمدم، تقریبا کار وینگادا تمام شده بود. امکان نداشت با آن قرارداد و مبلغ من وینگادا را به پرسپولیس بیاورم زیرا او ۲۰۰ هزار دلار بیشتر نمی ارزید که باشگاه ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار با او قرارداد بسته بود. وقتی به باشگاه آمدم، دیدم وینگادا شرایطش خوب نیست و قرارداد گرانی دارد که قراردادش را لغو کردم. با هر مربی ای تماس می گرفتم، به او می گفتند که ایران آشوب است و به آن جا نرو. فکر می کنم نزدیک به مسائل انتخابات و این ها نیز بود. به هر حال اجازه نمی دادند مربی ای بیاید. مثلا من با اولگ بلوخین و چند مربی دیگر به توافق رسیده بودم. به بلوخین چیزهایی گفته بودند که می گفت ایران اغتشاش است و اگر مشکلی پیش بیاید من باید بروم که ما این چیزها را قبول نمی کردیم. در مورد کرانچار نیز بقیه را فرستادم که با او در دوبی قرارداد ببندند. من خودم می خواستم مربیانی بزرگتر از کرانچار به پرسپولیس بیایند. حتی با برانکو صحبت کردم که او می گفت اگر به ایران بیایم مشکلاتی برایم پیش می آید و مرا دستگیر می کنند. خلاصه که اجازه ندادند من کسی را بیاورم تا من نتوانم در پرسپولیس دوره موفقی را سپری کنم. مشکلات زیادی داشتیم. کرانچار نیز به حرف بقیه برای قرار دادن بازیکنان در زمین گوش می داد. مثلا بازیکنی که ۴۸ ساعت قبل در اردوی تیم ملی بود را در زمین قرار می داد یا اینکه بازیکن خوب تیم را روی نیمکت می گذاشت. من در آن زمان در قراردادش بندی آورده بودم که او متوجه نشده بود؛ بند این بود که هر زمان بخواهم می توانم او را از باشگاه اخراج کنم که این کار را کردم. به هر حال قرار بود این اتفاق رخ دهد که من برکنار شدم و او نیز در باشگاه ماندنی شد.

تماس هایی که باعث ترس مربیان می شد، از طرف ایرانی ها بود یا هموطنان آن مربی ها این صحبت ها را مطرح کرده بودند؟

قطعا ایرانی های داخل کشور که نمی خواستند من با پرسپولیس موفق شوم، این کارها را می کردند. آن ها نمی خواستند مربی خوبی به پرسپولیس بیاید و این تیم سازماندهی شود. حتی برخی برایم اعتراف کردند و گفتند که صحبت کرده بودند اگر انصاری فرد یک سال در پرسپولیس بماند، نمی توانیم دیگر او را برکنار کنیم. بنابراین نباید اجازه دهیم حضورش در پرسپولیس به یک سال برسد که به هدف شان نیز رسیدند.

انتقادی که به آن تیم وارد می شد، می گفتند که این تیم بد و به صورت دورهمی بسته شده است. این را تایید می کنید؟

خیر. ما که با کسی دورهمی نداشتیم. حتی با بازیکنانی که صحبت می کردیم، حرف می زدند و می گفتند که به پرسپولیس نروید و وعده باشگاهی بهتر و پول بیشتر می دادند. من برای فصل بعد از آن برنامه های زیادی داشتم و با بازیکنانی زیادی هماهنگ کرده بودم و قرار گذاشته بودم برخی که به درد تیم نمی خورند را کنار بگذارم.

افشین پیروانی از ۴ مسابقه ۸ امتیاز آورد ولی دیگر اجازه کار به او داده نشد. دلیلش چه بود؟

من اعتقاد دارم که مربی ایرانی، به خصوص مربی ای که کارنامه درخشانی ندارد، نمی تواند در پرسپولیس کار کند زیرا بازیکن از او حرف شنوی نخواهد داشت. بازیکنان را می دیدم که تمرین نکرده می رفتند. به آن ها می گفتم کجا می روید و می گفتند کار داریم. گفتم از ما حقوق می گیرید و جایی دیگر می روید؟ سریعا لخت شوید و سر تمرین بروید. یعنی در واقع تیم اصلا سازمانی نداشت و همه چیز رفاقتی بود. می گفتند یک روز می آیم و یک روز نمی آیم. حتی به دوبی رفتیم که در یک مسابقه ۵ گل خوردیم. تیم پر از تفرقه بود. گروهی با مربی بودند و گروهی با کمک مربی. متاسفانه این اتفاقات را به خاطر خودشان در تیم رقم زده بودند. من همچنان معتقدم که پرسپولیس باید یک مربی درجه یک بین المللی داشته باشد. یک کمک ایرانی نیز داشته باشد تا از او یاد بگیرد و در آینده بتواند موفق شود ولی مربی ای که در تیم حضور دارد و با بازیکن خودش قبلا هم بازی بوده است، نمی تواند کار کند چون ما فرهنگ این مسئله را نداریم و شاید در اروپا بتوان با این مسئله کنار آمد. در تیم ما همه چیز رفاقتی بود. بازیکن می گفت امروز نیستم یا فردا هستم و پس فردا نیستم.

پرسپولیسی ها در آن زمان معتقد بودند که یک سری بازیکنان به دلیل مسائل غیر فنی و مطالبات، شما را اذیت می کردند. این مسئله صحت دارد؟

از این مسائل زیاد بود. مثلا در حال صحبت با بازیکنی از تیم بودم که می توانست موفق و حتی ترانسفر شود ولی می دیدم کمک مربی از طرفی دیگر به او اشاره می کرد که گوش نده و برو. در واقع این سیستم را پیاده کرده بودند که بازیکن کاری با مدیر عامل نداشته باشد. با وجود این اتفاقات و سختی ها، ما تیم را جمع کرده بودیم و آن چیزی که می گفتیم باید انجام می شد ولی متاسفانه اجازه ندادند بیشتر بمانم. دیگر سراغ تربیت بدنی و سازمان های بالا رفتند که هرجوری شده انصاری فرد باید برود.

در آن زمان حتی هنوز بازی شروع نشده بود، هواداران علیه شما شعار می دادند. این مسئله از کجا نشات می گرفت؟

از درون هیئت مدیره تا بیرون آن، به لیدرها خط می دادند. مثلا با لیدرها در رستوران قرار می گذاشتند و پول می دادند و می گفتند که انصاری فرد از دقیقه ۷۰ هو شود و فحاشی صورت گیرد. این ها نیز طاقت نداشتند تا دقیقه ۷۰ صبر کنند و از همان ابتدای مسابقه شروع به این کار می کردند. حتی در تلویزیون نیز همین مسئله رخ داد. در برنامه نود یکی از مدیران به من گفت می خواهیم از شما دفاع کنیم ولی با شروع برنامه دیدم اتفاقات برعکس رخ می دهند و به من حمله می کنند. پشیمان شدم که چرا آن روز در آن برنامه رفتم. به هر حال اجازه ندادند من از طرح ها و برنامه هایم دفاع کنم و حتی حرف بزنم. فقط چیزهایی که خودشان می خواستند را به مردم القا می کردند. حتی یک روزنامه در آن زمان آمد که فقط برنامه اش این بود مرا بکوبد و مدیرش پس از جدایی من، از آن روزنامه نیز رفت. مثلا تیتر بزرگ می زدند هواداران علیه انصاری فرد هستند و می گفتیم چرا این را نوشته اید و پشت روزنامه در ابعاد خیلی کوچک می نوشتند که این خبر تکذیب شده است.

 

ارسال نظر

دیگر رسانه ها