کد خبر : 29787

مادر احمدرضا شاکر گفت: هر کس ما را می‌بیند می‌گوید قائدی هم که دیه را داد. وقتی هنوز حکم نهایی نیامده چطور دیه داده است؟ ما همچنان منتظر هستیم. ان‌شا‌ءالله به زودی رأی نهایی صادر خواهد شد.

به گزارش پارس فوتبال ، خانم باقری مادر احمدرضا شاکر ، پسری که در تصادف دو سال قبل در بوشهر جان خود را از دست داد می‌گوید:

هنوز رأی قطعی شکایت آن‌ها از مهدی قائدی ستاره استقلال صادر نشده است.

او که به تازگی از کربلا بازگشته در این باره به ما توضیحات تازه‌ای داد.

به نیت احمدرضا

مادر احمدرضا شاکر گفت:

    پسرم احمدرضا آرزو داشت اربعین به کربلا برود. من هم به نیت احمدرضا به کربلا رفتم. عکس پسرم همه جا همراهم بود. در حرم امام علی (ع)، در حرم امام حسین (ع) و در همه جا. در بین‌الحرمین مردم عکس پسرم را دیدند و شناختند. حتی با عکس پسرم عکس گرفتند.

رأی به نفع ماست

مادر احمدرضا شاکر گفت:

    قبل از اینکه به کربلا بروم به دادگاه رفتم تا ببینم تجدیدنظر چه شد؟ به هر حال قائدی به رأی صادره که حکایت از محکومیتش داشت، اعتراض داشت. منتها هنوز جواب نیامده است. چهارم مهر بود که رفتم دادگاه. قاضی پرونده هم گفت از زمانی که آقای رئیسی آمده پرونده‌هایی که معطلی داشته خیلی زود پیگیری می‌شود. ایشان گفتند در صورتی که شک و شبهه باشد به دادگاه تجدیدنظر می‌رود ولی اگر شبهه نباشد رأی تأیید می‌شود. پیش‌بینی خود ما هم این است که رأی به نفع‌مان باشد. هم دادیاری و هم دادگاه به نفع‌مان رأی داده است.

مدعی شده دیه را داده

مادر احمدرضا شاکر گفت:

    دوستی با من تماس گرفت و گفت مهدی قائدی با او صحبت کرده و گفته در این پرونده تبرئه شده است. غیر از آن همه جا پر کرده و مدعی شده دیه احمدرضا شاکر را داده‌ام. هر کس ما را می‌بیند می‌گوید قائدی هم که دیه را داد. وقتی هنوز حکم نهایی نیامده چطور دیه داده است؟ ما همچنان منتظر هستیم. ان‌شا‌ءالله به زودی رأی نهایی صادر خواهد شد.

پسرم زنده است

مادر احمدرضا شاکر گفت:

    ۲۰ روز قبل بود فردی که کبد احمدرضا را به او اهدا کردیم همراه با همسر و فرزندش به بوشهر آمد. آمده بود تا چکاپ کند. با دسته گل بزرگی سر خاک احمدرضا آمد. به او گفتم وقتی من شما را می‌بینم آرامش می‌گیرم. با بودن شما احساس می‌کنم احمدرضا کنار ماست. به خدا فکر می‌کنم پسرم زنده است.

پسرم زنده ماند

مادر احمدرضا شاکر گفت:

    راننده اورژانسی که احمدرضا را به بیمارستان برده بود را دیدم. به او گفتم برایم از حال و هوای آن شب تصادف و احمد بگو. گفت طاقت دارید بشنوید؟ گفتم دارم. او گفت با ضربه‌ای که به سر احمدرضا خورده بود باید همان لحظه از دنیا می‌رفت ولی او مبارزه کرد و زنده ماند تا از شما رضایت بگیرد اعضای بدنش را به افراد دیگری واگذار کنید. اگر احمدرضا سر تصادف از دنیا می‌رفت این امکان نبود ولی زنده مانده بود تا اعضای بدنش را به نیازمندان بدهیم. حتی الان به مسئولان پیوند اعضای استان می‌گویم اگر مورد مشابه بود حتماً به من بگویید تا بیایم با خانواده کسی که در کماست حرف بزنم و به او بگویم با این کار واقعاً به آرامش می‌رسید و فکر می‌کنید عزیزتان زنده است.

 

ارسال نظر

دیگر رسانه ها