کد خبر : 22808

هافبک جدید استقلال به خبرورزشی گفت: خوشحالم که قسمتم حضور در تیمی شد که آن را خیلی دوست داشتم و از بچگی عاشقش بودم و به آن تعصب داشتم.

به گزارش خبرورزشی ، آرش رضاوند، هافبک فصل قبل سایپا به استقلال پیوست. این بازیکن بااخلاق و هافبک تکنیکی استقلال یک ساعتی مهمان خبرورزشی بود...

* به مجیدی بیشتر علاقه داری یا جباری؟

بازی جباری را خیلی دوست دارم، عاشق مجیدی هم بودم. البته طبیعی است که آقا فرهاد، چون مهاجم بود کارش بیشتر به چشم می‌آمد.

* در پستی بازی می‌کنی که می‌توانی لقب مهندس بگیری!

لقب مهندس برازنده ایمان مبعلی است. من دیدم که اماراتی‌ها به او لقب مهندس دادند. هر بازیکنی لقبی دارد مثلاً جباری، زیدان بود یا کریمی، جادوگر که زیاد هم مربوط به پست بازی نیست.

* می‌توانی بازی‌هایی مانند جباری را در استقلال به نمایش بگذاری؟

تکرار عملکرد اسطوره‌ها سخت است. کسی نمی‌تواند مثل جباری شود، اما تمام سعی‌ام را می‌کنم که بهترین باشم.

* در استقلال با چه بازیکنانی بیشتر دوست و رفیق هستی؟

با علی دشتی، بلبلی، وریا، زکی‌پور، فرشید اسماعیلی و دانشگر. کلاً من با همه بازیکنان رابطه خوبی دارم.

* به نظرت بهتر است بازیکن با تعصب استقلالی یا پرسپولیس بودن به تیم‌های سرخابی بپیوندد یا چنین تعصبی در دنیای حرفه‌ای فعلی ضرورتی ندارد؟

فکر می‌کنم مسائل احساسی بیشتر به دوران کودکی و نوجوانی مربوط است و زمانی که بازیکن به مراحل بالاتر می‌رسد منطقی‌تر می‌شود البته من در مورد خودم خیلی خوشحالم که قسمتم حضور در تیمی شد که آن را خیلی دوست داشتم و از بچگی عاشقش بودم و به آن تعصب داشتم.

* بدترین شهرآوردی که در عمرت دیدی کدام بود؟

شهرآورد سال ۸۷ در آزادی بود که پرسپولیس دو بر یک استقلال را برد و کریم باقری آن شوت را زد.

* گویا اتفاقاتی بعد از آن بازی برایت افتاده!

(می‌خندد)، دایی‌های من همه پرسپولیسی هستند و برای کری خواندن بعد از آن بازی همگی آمده بودند و روی در خانه ما پرچم سیاه کشیده بودند. همسایه‌ها هم که از چیزی خبر نداشتند فکر کردند از اقوام‌مان کسی فوت کرده! من هم فردای آن روز از فرط ناراحتی نه مدرسه رفتم و نه با کسی حرف زدم.

* استقلال شش سال است که قهرمان نشده، این طلسم شکسته خواهد شد؟

استقلال مربی بزرگی آورده و تیم خوبی هم دارد. امسال تغییرات زیادی داشتیم. در فوتبال هم قول دادن کار منطقی نیست، اما می‌توانم این قول را بدهم که با تمام توان می‌جنگیم و تلاش می‌کنیم تا بهترین باشیم و بهترین عنوان ممکن را کسب کنیم.

* استراماچونی حرفی با تو نزده؟

ایشان یک جلسه ده دقیقه‌ای با من داشت و گفت که فیلم‌های بازی مرا دیده و می‌دانند بازیکنی چندپسته هستم.

* در این مدت زمان کوتاهی که به استقلال رفتی واکنش هواداران چطور بود؟

تبریک گفتند و خیلی به من ابراز لطف داشتند. یکی از هواداران هم پست قشنگی برای من گذاشته و نوشته بود: «از استادیوم تا حضور در تیم بزرگ. وقتی برای رؤیاهایت می‌جنگی تا به هدفت برسی.» این نوشته خیلی به دلم نشست، چون در مورد من مصداق دقیقی داشت. دست همگی هواداران‌مان درد نکند که به من در همین ابتدای راه کلی روحیه دادند.

* از چه تیمی فوتبالت را شروع کردی؟

از تیم نونهالان صنعت تهران کارم را شروع کردم. پدرم عاشق فوتبال بود و نقش مهمی در فوتبالیست شدنم داشت. همین‌قدر به شما بگویم پدرم هشت سال یکی از دایی‌هایم را می‌برد فوتبال و مرا هم در چهل‌روزگی‌ام به استادیوم برد. اعتقاد پدر این بود که بچه را از ابتدا در هر محیطی ببری به همان‌جا علاقه‌مند شده و طرفدارش می‌شود. در امید‌ها به تیم استقلال پیوستم و زیر نظر علی لطیفی کار کردم.

* چند برادر و خواهر هستید؟

یک خواهر و برادر هستیم. پدرم یک استقلالی دو آتیشه است. ایشان فرد ساکتی هستند و زیاد اهل کری نیستند، اما اگر استقلال ببازد و خوب نتیجه نگیرد اصلاً سرحال نیست. خانواده‌مان هم کلاً استقلالی هستند.

* در سایپا با کدام بازیکن‌ها بیشتر دوست بودی؟

با مهدی ترابی و علی قلی‌زاده.

* با ترابی قاعدتاً خیلی کری داشتی؟

همیشه با مهدی در سایپا هم‌اتاق بودم و با او خیلی سر پرسپولیس و استقلال کری داشتم. مهدی همیشه به شوخی به من می‌گفت تو را با خودم به پرسپولیس می‌برم.

* در تمرینات سایپا هم حس کری پرسپولیس و استقلال را داشتید؟

نه در تمرین برای هم حس نمی‌گرفتیم.

* ویلموتس تو را به تیم ملی دعوت کرد.

روز دوشنبه قشنگ‌ترین روز زندگی‌ام بود، چون هم با استقلال قرارداد دوساله بستم و هم به تیم ملی دعوت شدم.

* اما از تیم ملی جدید به عنوان تیم ملی ب یاد می‌شود!

عضویت در تیم ملی حتی اگر به عنوان مسئول تدارکات تیم هم انتخاب شوید افتخاری بزرگ است. هر بازیکنی آرزو دارد که به تیم ملی کشورش دعوت شود و من هم از این موضوع خیلی خوشحالم. ویلموتس نشان داد روی بازیکنان لیگ خیلی حساب می‌کند.

* قبلاً به تیم امید دعوت شده بودی؟

بله، در زمان وینگادا به تیم ملی امید دعوت شدم.

* علی دایی چقدر در فوتبالت نقش داشت؟

بزرگترین فرد فوتبالی که در زندگی‌ام وجود داشته علی دایی است. ایشان خیلی برایم زحمت کشیده و خیلی گردن من حق دارد.

* لیگ نوزدهم با حضور چند مربی خارجی بزرگ را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مربیان بزرگی به فوتبال ما آمده‌اند و بازیکنان زیر نظر این مربیان می‌توانند رشد کنند. لیگ نوزدهم با حضور این مربیان جدید خیلی جذاب و قشنگ می‌شود

* الگوی تو در بین بازیکنان خارجی چه بازیکنانی هستند؟

مسعود اوزیل؛ البته زمانی که در رئال مادرید بازی می‌کرد سعی می‌کردم از ایشان الگو برداری کنم، اما بعد که اوزیل از رئال رفت بازی‌اش چندان به چشم نیامد و من بازی ایسکو را خیلی پسندیدم که در کار‌های فردی و فنی استثنایی است.

* در ایران بازی چه بازیکنی را بین هافبک‌ها بیشتر می‌پسندی؟

من شخصاً به بازی علی کریمی و مجتبی جباری خیلی علاقه داشته و دارم و آن‌ها را بهترین هافبک‌های فوتبال ایران می‌دانم، چون از زمانی که به دنیا آمدم از آن‌ها بهتر هافبکی ندیدم.

* قادری روزی مانند آن‌ها بازی کنی؟

مثل علی کریمی و جباری بازی کردن خیلی سخت است و بین بازیکنان هم‌نسل من بازیکنی در حد و قواره این دو بازیکن نیامده.

* به لژیونر شدن هم فکر می‌کنی؟

رضاوند‌: ترابی به شوخی می‌گفت تو را می‌برم پرسپولیس

حتماً، جدا از علاقه‌ای که به استقلال داشتم یکی از مهمترین اهدافم در فوتبال، رسیدن به اروپاست و ان‌شاالله بعد از پیشرفت در استقلال، به یک تیم خارجی خوب می‌روم.

* در مورد شهرآورد آینده که اولین شهرآورد عمرت هم خواهد بود چه صحبتی داری؟

مهمترین چالش بازیکن سرخابی حضور در شهرآورد است، به قولی با برد آن صد هستی و با باخت صفر می‌شوی!

* و باید برای مهدی ترابی دوست نزدیکت کری بخوانی!

هنوز خیلی تا شهرآورد مانده و به وقتش حتماً حرف‌هایم را می‌زنم و برایش کری می‌خوانم.

* بهترین شهرآورد عمرت کدام بود؟

روزی که استقلال با گل پیروز قربانی با نتیجه سه بر دو برد یا شهرآوردی که استقلال با گل دقیقه ۹۱ فرهاد مجیدی پرسپولیس را شکست داد.

* بعد شهرآورد ایمون زاید چه حسی داشتی؟

در آن شهرآورد آندو محروم بود، فرهاد مجیدی هم نبود و بازیکنانی که کمتر در استقلال بازی کرده بودند بازی کردند!

* گفتی در تیم امید‌های استقلال هم بازی کردی؟

بله، بعد از بازی در تیم صنعت به تیم داماش ایرانیان در رده نوجوانان رفتم و در رده جوانان هم به تیم اتحاد پاکدشت ورامین رفتم. شاید باورتان نشود، اما روزی چهار ساعت طول می‌کشید که به ورامین بروم و برگردم. ۷ صبح مدرسه می‌رفتم و وقتی از تمرین برمی‌گشتم ساعت ۱۰ شب بود. بعد از جوانان دوباره به تیم جوانان داماش برگشتم و برای امید‌ها هم بازی کردم. در اولین سال امید‌ها هم که به استقلال رفتم آقای لطیفی و بعد از آن مرتضی صادقی مربیانم بودند و بعد از بازی در تیم امید استقلال هم به تیم نفت رفتم.

* کدام مربیان در پیشرفتت خیلی نقش داشتند؟

دو مربی خیلی در فوتبالم نقش داشتند؛ اولی آقای یحیی گل‌محمدی که از رده پایه‌ها مرا به نفت برد و به من بها داد و نفر دوم هم علی دایی که خیلی پشتم ایستاد و من هم خودم را خیلی مدیون ایشان می‌دانم

* از علی دایی برای حضور در استقلال مشاوره گرفتی؟

من از سپاهان و تراکتور پیشنهاد داشتم که رقم مالی آن‌ها از استقلال خیلی بیشتر بود از علی‌آقا که مشاوره گرفتم ایشان به من استقلال را توصیه کرد و من هم که به خاطر استقلال خیلی صبر کرده بودم و دوست داشتم به این پیراهن برسم بعد نظر دایی دیگر معطل نشدم.

* تحمل نیمکت‌نشینی در استقلال را داری؟

همه عواقب حضور در استقلال را در نظر گرفتم. هر کاری سخت است، اما در زندگی‌ام همیشه دوست داشتم چالش‌های بزرگ را تجربه کنم.

* چه شماره‌ای در استقلال را روی پیراهنت می‌بینیم؟

هر شماره‌ای که بدهند من آن را با افتخار بر تن خواهم کرد.

* پدرت در همه بازی‌هایت در ورزشگاه است؟

بله، ایشان در همه بازی‌های من حاضر هستند و تمام بازی‌های مرا دیده‌اند.

* در تیم‌های ملی کشور‌های خارجی طرفدار چه تیم‌هایی هستی؟

اسپانیا و برزیل را خیلی دوست دارم.

* حرف آخر و...

دوست دارم جدا از خانواده، از مربیان تیم‌های پایه که خیلی برایم زحمت کشیدند تشکر کنم. مربیانی نظیر علی لطیفی، علی کولیوند، مرتضی صادقی، امید زهره‌وند و آقای کمپانی که خیلی برایم زحمت کشیدند.

 

ارسال نظر

دیگر رسانه ها